به نام خدا

سلا به همه دوستای گل خودم

دلم واسه دست نوشته هام تنگ شدهمی خوام نوشته های این پستم از خودم باشهخوب از کجا شروع کنم؟؟؟

واستین اول آهنگو انتخاب کنم که چی گوش بدمخوب سیروان رو گذاشتمشما نظری سر آهنگم ندارین؟؟خوب پس تصویب شد

این حی می گه "بارون.که می باره.تورو یاد من میاره.منتظر می شینم.تا تو برگردی دوباره...اگه باز  بارون بباره رو کویر خشک و تشنم.من بازم از تو می خونم که تویی بارون عشقم" یادم افتاد که هوا بارونیهبیچاره اگه تو رشت بود تاحالا از غم و قصه ۷تا کفن پوسونده بود آخه همش بارون می اومد اینم هی یاد غم و قصه هاش می افتاد

 بعد این شعر این شعرش فاز داداین:

"تو خیال کردی بری.دلم برات تنگ می شه.نمی دونستی دلم.به سختی سنگ میشه.فکر نکردی می تونم.تو رو فراموش کنم.مثل بادی بوزم.شعلتو خاموش کنم"

بابا این همه معرفتش منو کشتهاین همه ناراحتی که نمی شه.یکم خودشو کنترول کنه آخهخوب بگذریم

یافتمموضوع پستمو می زارم درباره دروغ

خوب اهم اهمصدا.نور.اکشن

بچه ها نظرتون درباره دروغ چیه؟؟چقدر در روز دروغ می گین؟؟

هرکی میگه من دروغ نمی گم دروغ میگه پس لطف کنید نگید من دروغ نمی گممی خوام جوابم جدی و واقعی باشه

راستیتش من کمتر شده دروغ بگم. چی بشه که دروغ بگم اما تو اینترنت تا اونجایی که یادمه دروغ نگفتم چون دلیلی واسه دروغ گفتن ندیدم جز سر یک مسئله که نمیگماگه بگم خوب دروغم لو می ره

نه بیاین اصلا یه کار دیگه بکنیم.من می شم پدربلاگمم میشه کلیساشما هم توبه کننده. پست خصوصیمم میشه اتاق توبهنظرتون چیه؟؟

آخه صحبت کردن خیلی آدمو آروم می کنهمنم قول می دم رازدار خوبی باشم

هیچ اسراری نیست سر این مسئله.فقط می خوام کمکتون کنم.چون همه آدما از چیزی رنج می برن که دوست دارن به کسی بگن به قول سیاوش قمیشی که می گه:

"با هر كه سخن گفتم,در خود گره اي گم بود, چون كرم شبان تابان مي تابيد و مي تابيد,بر هر كه نظر كردم گريان وپريشان بود, چون ابر سبك باران مي باريد و مي باريد"

منتظر نظرای قشنگتون هستم

امید که همیشه شاد باشین

یا حق